|
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد گمان مبر که مرا درد این جهان باشدبرای من مگری و مگو دریغ دریغ به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد جنازهام چو ببینی مگو فراق فراق مرا وصال و ملاقات آن زمان باشدمرا به گور سپاری مگو وداع وداع که گور پرده جمعیت جنان باشدفروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر غروب شمس و قمر را چرا زیان باشدتو را غروب نماید ولی شروق بود لحد چو حبس نماید خلاص جان باشدکدام
دانه فرورفت در زمین که نرست چرا به دانه
انسانت این گمان باشدکدام دلو فرورفت و پر برون نامد ز چاه ی اژدها...
ما را در سایت اژدها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 122
تاريخ: پنجشنبه
16 تير
1401 ساعت: 13:58